جمال رضايى

289

بيرجندنامه ( فارسى )

پيش از نوروز آبش خشكيده باشد . يادداشت 1 - زمان كشت گندم را « گندم‌كار » و هنگام درو آن را « گندم درو » مىخوانند . يادداشت 2 - گندم ديم بيرجند و روستاهاى آن از دو نوع ديگر مرغوبتر است . 2 - 1 - جو : در بيرجند و روستاهاى آن سه نوع « جو » كشت و برداشت مىشود : 1 - 2 - 1 - جوى زينه ( جوّزينه jowzine ) : « زينه » كه گاهى « زينى » هم فراگو مىشود به محصول شتوى و زمستانى اطلاق مىگردد . جوى زينه به نوعى جو گفته مىشود كه آن را در برج قوس ( آذر ) مىكارند و از هفتادم نوروز به بعد درو مىكنند . جوى زينه بهترين انواع جو است و مصرف غذايى دارد و بيشتر براى تهيّهء نوعى نان كه به آن « جوى [ ن ] javi [ n ] » مىگويند مصرف مىشود . 2 - 2 - 1 - جوى واره ( جوّواره jowvare ) : يكى از معانى « واره » ( واره vare ) « فصل و موسم » است . جوى واره به نوعى جو گفته مىشود كه تا وقت و فصل و موسم كشت جو سپرى نشده كاشته شود . اين جو را معمولا در چلّهء زمستان و نيمهء دوم برج دلو ( بهمن ) مىكارند و از هفتادم نوروز به بعد درو مىنمايند . جوى واره مانند جوى زينه مصرف غذايى دارد و از آن نان تهيّه مىكنند ولى به خوبى آن جو نيست . 3 - 2 - 1 - جوى ولگار ( جوّ ولگار jow velgar ) : « ولگار » در گويش بيرجند به محصول پاييزى ( خريفى ) گفته مىشود . جوى ولگار جويى است كه در اواخر چلّهء كوچك تابستان - برج اسد ( مرداد ) كاشته مىشود و در اواخر پاييز درو مىگردد . اين جو مرغوب نيست و بيشتر آن را براى خوراك ستوران و دامها مصرف مىكنند و به آن جوى ترش ( جوّ ترش jow toros ) هم مىگويند . يادداشت - زمان كاشتن جو را « جوكار » و وقت دروى آن را « جو درو » مىگويند . 3 - 1 - گاورس : گاورس در فارسى به معنى نوعى « ارزن » كم‌ارزش است كه معمولا به مصرف خوراك